كلام جديد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٢٠
آموزههاى اسلامى، توزيع عادلانه ثروت بر پايه سلسله اصولى اعتقادى و زير ساختهاى معرفتى استوار است كه سزاوار است به آن توجه كافى صورت گيرد.
توضيح آنكه در بينش اسلامى، خداوند، مالك حقيقى جهان هستى است و انسان، جانشين خدا در زمين و امانتدار الهى است. بنابراين، ثروتها، امكانات و منابع زمينى، در حقيقت ملك و دارايى آدمى نيست و تنها به امانت و براى استفاده او، به دستش سپرده شدهاند.
اين اصل، بر كالاها و وسايل ساخته شده دست انسانى نيز حاكم است. مواد اوليه، امكانات و نيز انديشه و توان توليد كنندگان و مخترعان و به طور كلى تمام هستى آنان، آفريده و ملك خداوند است. به همين دليل، مالكيت انسان، مالكيتى اعتبارى و گونهاى «وكالت» است و وى موظف است در چارچوب مقرراتى خاص، از آن بهرهمند شود و خواسته موكّل خود، خداوند و رضايت او را برآورد.
اين اصل، نقش مؤثرى در توزيع عادلانه ثروت و كالا را دارد. از يك سو، آزادى بى حدّ و مرز در مالكيت خصوصى را، كه منشأ نابرابرى و ناهنجاريهاى اجتماعى است، رد مىكند و از سوى ديگر، انسانها را از نظر اعتقادى و اخلاقى چنان مىپروراند كه متأثر از آموزههاى دينى قرآنى؛ بخشى از امكانات مادى و ثروت خود را به عنوان واجبات مالى دينى (نظير خمس، زكات و ...) يا مستحبات مالى (نظير انفاق، صدقه، هديه و ...) به نيازمندان و مستحقّان آن مىدهد. «١» بنابراين از تأثيرات مهم بينش توحيدى و ايمان راستين در امور اقتصادى، ايجاد عدالت اقتصادى است، كه گفتيم از مهمترين اصول و والاترين اهداف اسلام است. تحقق عدالت در توزيع مال و ثروت، كه اسلام بر آن تأكيد فراوان دارد، دو هدف را دنبال مىكند: يكى نفى افراط و تفريط مالى و از ميان برداشتن فقر و تكاثر، چه روشن است كه عدالت در توزيع و جلوگيرى از انباشت ثروت نزد عدهاى خاص، نابودى پديده فقر را در پى دارد. امام كاظم (ع) بر اين حقيقت اين گونه تصريح مىفرمايد:
لَوْ عُدِلَ فىِ النَّاسِ لَاسْتَغْنَواْ. «٢» اگر در ميان مردم، عدالت رعايت مىشد، بى گمان همه بى نياز مىگشتند.